هزار و یک شب
By ربط هاست
Categories: Society & Culture
این حکایت، مقدمهای بر داستانهای هزار و یک شب است و ماجرای دو برادر، شهریار و شاهزمان، را روایت میکند که پس از آگاهی از خیانت همسرانشان، سرنوشت متفاوتی پیدا میکنند. شهریار در پی این اتفاق، گرفتار خشم و انتقامی هولناک میشود و فرمان میدهد هر روز دختری را به همسری بگیرد و صبح روز بعد به قتل برساند. در این میان، شهرزاد، دختر دانا و قصهدان وزیر، تصمیم میگیرد با ازدواج با سلطان، به این کشتار پایان دهد. او با هوشمندی و هنر داستانگویی، شهریار را چنان مجذوب قصههای خود میکند که هر شب اجرای حکم اعدامش را به تعویق میاندازد. این داستان نشان میدهد که خرد، شجاعت و قدرت روایت میتوانند در برابر خشونت و انتقام بایستند و مسیر زندگی انسانها را تغییر دهند.--------------------------برای پخش تبلیغات در پادکستهای فارسی به ربطهاست مراجعه کنید.Hosted on Rabt.See Rabt.host for more information.
14 episodes indexed on PodSearch.
Recent episodes
- شب سیزدهم_هزار و یک شب
این قسمت از «سه خاتون بغدادی» حکایت دوم، یعنی سرگذشت شاهزادهای است که عفریت او را میمون کرده است. فضای قصه با استعارهی مسخ، نبرد جادویی دگردیسیها و عشق فداکار دختر جادوگر ساخته میشود و سرانجام، نابینایی و رخسار سوختهی شاهزاده او را به گدایی در بغداد میکشاند. این حکایت با حکایت نخست یک…
- حکایت شب دوازدهم _ هزار و یک شب.
گدای دوم، شاهزادهای است که در راه هند گرفتار راهزنان و سپس عفریتی میشود که معشوقهاش را در زیرزمین زندانی کرده است. او با کنجکاوی و دستزدن به طلسم، دختر را به کشتن میدهد و خود به میمون بدل میشود. قصه با مضمون «هوس و کنجکاوی که بیگناه را قربانی میکند» ادامهی همان بنیان کتاب است و در پایان،…
- شب یازدهم_هزار و یک شب
این قسمت از «سه خاتون بغدادی» حکایت اول از قصههای تو در توی هزار و یک شب است: شاهزادهای با یک چشم کور که به گدایی افتاده، با گفتن سرگذشتش از مرگ رها میشود، و مضمونش این است که گناه نهان از چشم خدا پنهان نمیماند و بختبرگشتگی و کینهی وزیر زندگی را زیر و رو میکند. ساختار آن همان روایتِ برای…
- شب دهم_هزار و یک شب
«سه خاتون بغدادی» حکایتی است دربارهٔ آزمون صبر و رازداری. سه خواهر ثروتمند از میهمانان خود قول میگیرند دربارهٔ آنچه میبینند نپرسند، اما حمال و میهمانان ناشناس، از جمله امیر بغداد، این پیمان را میشکنند و گرفتار شمشیر میشوند. حمال با هنر موسیقی جان به در میبرد و شهرزاد با هنر قصهگویی، که پیوند…
- شب نهم _ هزار و یک شب
این قسمت از «سه خاتون بغدادی» حکایت اول از قصههای تو در توی هزار و یک شب است: شاهزادهای با یک چشم کور که به گدایی افتاده، با گفتن سرگذشتش از مرگ رها میشود، و مضمونش این است که گناه نهان از چشم خدا پنهان نمیماند و بختبرگشتگی و کینهی وزیر زندگی را زیر و رو میکند. ساختار آن همان روایتِ برای…
- شب هشتم_هزار و یک شب
سلطان در قصری جوانی را میبیند که نیمی از تنش سنگ است. جوان میگوید همسرش جادوگر بود، او را سنگ کرد و مردم شهرش را به ماهی تبدیل کرد. سلطان غلام سیاه و زن را میکشد و جادو را باطل میکند. دو کشور یکی میشود و ماهیگیر دخترانش را به شوهر میدهد و با خانوادهاش به خوشی زندگی…
- شب هفتم_هزار و یک شب
ماهیگیر عفریت را دوباره از خمره آزاد میکند و عفریت به پاداش او را به برکهای با ماهیان چهار رنگ میبرد. پادشاه ماهیها را میخرد، اما هنگام سرخکردن، دختری و بعد غلامی سیاه از دیوار بیرون میآید و تابه را واژگون میکند. پادشاه با سپاه به برکه میرود و در قصری ناشناخته صدای مردی اندوهگین را…
- حکایت شب ششم_هزار و یک شب
ملک یونان به وزیر حسودش گوش میدهد و تصمیم میگیرد حکیم رویان بیگناه را بکشد، هرچند حکایتهای سندباد و شاهین و بازرگان و طوطی هشدار میدهند که شتاب و بدگمانی به پشیمانی میرسد. حکیم برای نجات جانش کتابی زهرآلود میدهد و ملک با لیسیدن انگشت و ورق زدن آن میمیرد، و ماجرا درس ناسپاسی را…
- حکایت شب پنجم _هزار و یک شب
حکیم رویان پادشاه یونان را از بیماری پوستیاش شفا میدهد: چوب چوگانی را که دستهاش دارو دارد به او میدهد و بعد از بازی و گرمابه، لکها از بین میروند. پادشاه او را غرق انعام میکند و حکیم همه را به فقیران میبخشد. وزیر حسود، او را جادوگر و خطری برای پادشاه مینامد و پیشنهاد میکند شکنجهاش کنند،…
- شب چهارم_هزار و یک شب
ماهیگیری پیر و تنگدست در یک روز چهار بار تور انداخت و سه بار چیزی جز خر مرده و گل و بطری شکسته نیافت. بار چهارم خمرهای مُهرشده از سلیمان گرفت و عفریتی که هزار و صد سال در آن اسیر بود بیرون آمد و خواست او را بکشد. ماهیگیر با حیله عفریت را دوباره به خمره کشاند و دهانهاش را بست. بعد برای او قصهٔ…
- شب سوم_هزار و یک شب
در این حکایت، پیرمرد دوم برای عفریت تعریف میکند که دو سگ همراهش برادران ناسپاسش بودهاند. آن دو او را به دریا انداخته بودند، اما پریِ دریایی او را نجات داد و برادران را به شکل سگ درآورد. عفریت یکسوم دیگر از خون بازرگان را بخشید. بعد پیرمرد سوم داستان قاطرش را گفت که همسر خیانتکارش بود و او را…
- شب دوم _ هزار و یک شب
در این بخش، پیر فرزانه به عفریت میگوید که غزالِ همراهش همسر حسود اوست. این زن پسر او و مادرش را جادو کرده بود و دختر شبان طلسم را شکست و همسر را به شکل غزال درآورد، پس عفریت یکسوم از خون بازرگان را بخشید. بعد پیرزالی با دو سگ میرسد و میگوید آن دو سگ برادران او هستند. او ماجرای تقسیم ارث پدر و…
- شب اول _هزار و یک شب
بازرگانی هستهٔ خرما را میاندازد و ناخواسته پسر عفریتی را میکُشد؛ با یک سال مهلت برمیگردد، و پیری با غزالی داستان خود را میگوید تا از خونش بگذرند. داستان پیر این است که زنش کنیز و پسرش را با جادو گاو و گوساله کرده، و صبح که سلطان خوابش میبرد، شهرزاد برای شب بعد زنده…
- مقدمه - هزار و یک شب
این قصه آغاز هزار و یکشب است. شاهزَمان و شَهرْباز، دو برادر پادشاه، به همسرانشان بدگمان میشوند و از شاهی دل میکنند و راهی بیابان میشوند. در راه با خیانت زنی روبهرو میشوند که دست غولی اسیرش کرده، و شَهرْباز به قصر برمیگردد و از زنان انتقام میگیرد. او هر شب دختری را به همسری میگیرد و صبح…
PodSearch is a free, independent podcast search engine. Read about PodSearch, the privacy policy or contact us.